تبليغاتX
متن و شعرهای عاشقانه

متن و شعرهای عاشقانه

گرید به حالم
کوه و در و دشت
از این جدایی
می نالد از غم
این دل دمادم
فردا کجایی
سفر بخیر ، سفر بخیر
مسافر من
گریه نکن ، گریه نکن
بخاطر من

باران میبارد امشب
دلم غم دارد امشب
آرام جان خسته
ره میسپارد امشب
در نگاهت مانده چشمم
شاید از فکر سفر برگردی امشب
از تو دارم یادگاری
سردی این بوسه را پیوسته بر لب
قطره قطره اشک چشمم
میچکد با نم نم باران به دامن
بسته ای بار سفر را
با تو ای عاشقترین بد کرده ام من

رنگ چشمت رنگ دریا
سینه من دشت غمها
یادم آید زیر باران
با تو بودم با تو تنها
زیر باران با تو بودم
زیر باران با تو تنها

باران میبارد امشب
دلم غم دارد امشب
آرام جان خسته
ره میسپارد امشب
این کلام آخرینت
برده میل زندگی را از سر من
گفته ای شاید بیایی
از سفر اما نمیشه باور من
رفتنت را کرده باور
التماسم را ببین در این نگاهم
زیر باران گریه کردم
بلکه باران شوید از جانم گناهم

این کلام آخرینت
برده میل زندگی را از سر من
گفته ای شاید بیایی
از سفر اما نمیشه باور من

کی رود از خاطر من
آخرین بوسه شبی در زیر باران
رفتی و کردم صدایت
اما در آغوش شب گشتی تو پنهان

این کلام آخرینت....

 

 

-------------------------------------------------------------

 بي تو شبها همدم من

گوشه دنج اطاقه
لحظه هارو ميشماره
چشم من خيره به طاقه

توکه نيستي توي خونه
انگاري که بي کسم من
اين چه سره نميدونم
که به صبح نمي رسم من

بي تو خسته ام ازاين شب
که مثل يه جغد شومه
اما باتو نميدونم روزچه وقته شب کدومه
اما باتو نميدونم روزچه وقته شب کدومه

گل و گلدون هردو خسته
پنجره چشماشو بسته
رنگ زرد خستگيها
روي پرده ها نشسته

دل آيينه روشن
توي تاريکي اسيره
توکه نيستي توي خونه
پس کي خاکش رو بگيره

بي تو خسته ام ازاين شب
که مثل يه جغد شومه
اما باتو نميدونم روزچه وقته شب کدومه
اما باتو نميدونم روزچه وقته شب کدومه

رنگ قرمز چراغم
ديوارو به خون کشونده
زوزه باد مزاحم
شيشه هامونو شکونده

چشماي مات عروسک
توي طاقچمون بيداره
ساعت کهنه قدي
هي زمونو ميشماره

بي تو خسته ام ازاين شب
که مثل يه جغد شومه
اما باتو نميدونم روزچه وقته شب کدومه
اما باتو نميدونم روزچه وقته شب کدومه
روزچه وقته شب کدومه

--------------------------------------------------

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387 21:31 توسط EMAN |

ای كه سياهه چشمات همرنگ روزگارم
از دست تو چه روز و چه روزگاري دارم
هزار تا وعده دادي نيومدي مارو كاشتي
اين دل مهربونو چشم‌انتظار گذاشتي
براي بي‌وفايي هزار بهونه داري
هزار و يك شكايت از اين زمونه داري

ای كه سياهه چشمات همرنگ روزگارم
از دست تو چه روز و چه روزگاري دارم
هزار تا وعده دادي نيومدي مارو كاشتي
اين دل مهربونو چشم‌انتظار گذاشتي
براي بي‌وفايي هزار بهونه داري
هزار و يك شكايت از اين زمونه داري 
چشم‌انتظارم نذار تاريك و تارم نذار 
بيشتر از اين غصه رو رو كوله‌بارم نذار

چه روز و روزگاريه واي چه شباي تاريه
دل پي بي‌قراري و عاشق ما فراريه
اون روز و روزگاري بود زمستون و بهاري بود
تو شادي و تو غصه‌مون حال و هواي ياري بود
براي بي‌وفايي هزار بهونه داري
هزار و يك شكايت از اين زمونه داري 
چشم‌انتظارم نذار تاريك و تارم نذار 
بيشتر از اين غصه رو رو كوله‌بارم نذار

چشم‌انتظارم نذار تاريك و تارم نذار 
بيشتر از اين غصه رو رو كوله‌بارم نذار
براي بي‌وفايي هزار بهونه داري
هزار و يك شكايت از اين زمونه داري 
چشم‌انتظارم نذار تاريك و تارم نذار 
بيشتر از اين غصه رو رو كوله‌بارم نذار


 

-------------------------------------------------------------------

 

 

همش به یادتم 
نمیری ز یادم 
الهی که منم یه روزی 
برسم به مرادم 
به دلم افتاده که توی راهی 
الهی الهی الهی 
میگی که همسفر با نور ماهی 
الهی الهی الهی 

به دلم افتاده می بینمت امشب 
دلم نشسته در کمینت امشب 
الهی که بشه بعد یه عمری 
دل دیوونه همنشینت امشب 
به دلم افتاده که توی راهی 
الهی الهی الهی 
میگی که همسفر با نور ماهی 
الهی الهی الهی 

بیا بشین نگات کنم 
نگاه به روی مات کنم 
حالا اگه می خوای جواب نده 
ولی بزار صدات کنم 
به دلم افتاده که توی راهی 
الهی الهی الهی 
میگی که همسفر با نور ماهی 
الهی الهی الهی 

فقط تو و من و ماهی های دریا 
فقط تو و من و آهوهای صحرا 
فقط تو و من و گنجیشکای خونه 
فقط تو و من و حرف عاشقونه 
به دلم افتاده که توی راهی 
الهی الهی الهی 
میگی که همسفر با نور ماهی 
الهی الهی الهی

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387 19:11 توسط EMAN |

میگن دنیاست حیرونه
میگم نه دل پریشونه

وقتی که پشتت خالیه
یا تکیه گات پوشالیه
حتمی زمینت میزنن
امیدتم خیالیه
وقتی که پشتت خالیه
یا تکیه گات پوشالیه
حتمی زمینت میزنن
امیدتم خیالیه

با این چیزائی که دیدم
ترسم گرفته ترسیدم
دلم میخواد زار بزنم
سرمو به دیوار بزنم
زمین و زمونو بدوزم
گُر بگیرم تا بسوزم
دلم میخواد زار بزنم
سرمو به دیوار بزنم
زمین و زمونو بدوزم
گُر بگیرم تا بسوزم

یه دل دارم کارش شکستن شده
کاره دیگش تنها نشستن شده
یه دل دارم کارش شکستن شده
کاره دیگش تنها نشستن شده
دلم میخواد زار بزنم
سرمو به دیوار بزنم
زمین و زمونو بدوزم
گُر بگیرم تا بسوزم

من که تو لاکه خودم بودم
یه عمریه که من مُردم
نمی دیدی مگه هرروز سر خاک خودم بودم

 

---------------------------------------------------------------------------------

 

 

زندگی بیشترش سوختن است درس آموختن است
یک برادر دارم واسه من دیوارش از همه کوتاهتر است
توی روزای گرفتاری و تنگدستی من
زندگی زندگی انتظاری ست که آدم ز برادر دارد

زندگی نیست به جز حرف محبت به کسی 
ورنه هر خار و خسی زندگی کرده بسی

زندگی فانوسیست لب دریای خیال آویزان
میتوان آنرا دید و نه بیش روشن است
اما به اندازهء خویش
زندگی تابلوئی ست نیمهء راه
که ز سر منزل مقصود خبر میارد
کار او هشدار است گر مسافر رهش بیدار است
زندگی تجربهء تلخ فراوان دارد
دو سه تا کوچه و پسکوچه و اندازهء یک عمر بیابان دارد
زندگی زندانی ست که در بیشتر از زندانی زندانبان دارد

زندگی نیست به جز حرف محبت به کسی 
ورنه هر خار و خسی زندگی کرده بسی

زندگی دین بزرگ ست که بر گردن ماست

 ----------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387 19:10 توسط EMAN |

تا حالا فکرشو کردی چه خوب میشه که برگردی

می خشکه آب دریاها
خراب میشه همه راهها
اگه کشتیم ما امروزو
میمیرن همه فرداها
قیامت میشه ما با هم نباشیم
نمی چرخه فلک از هم جدا شیم
دیگه روزی نمونه که شب شه
دیگه عاشق کجاست تا جون ببخشه

همه رودخونه ها بی آب
شکسته قامت مهتاب
برای این دل عاشق تموم زندگی در خواب
تموم جنگلا خالی یا سیل برده یا خشکسالی
غم گلهای خشکیده ز هم دنیا را پاشیده

میافته چرخ از گردون
میره خورشید توی زندون
میریزن سنگها از کوهها
بوی غم میده شب بوها
قیامت میشه ما با هم نباشیم
نمی چرخه فلک از هم جدا شیم
زمین و آسمون دور میشن از هم
میشینه گرد غم بر روی عالم
میافته چرخ از گردون
میره خورشید توی زندون
میریزن سنگها از کوهها
بوی غم میده شب بوها

زمان و ساعتش وامیسته از کار
طبیعت از طبیعت میشه بیکار
دیگه روزی نمونه که شب شه
دیگه عاشق کجاست تا جون به لب شه
نمیبینم دیگه قشنگی ها رو
سیاه میبینه چشمام رنگی ها رو
به چشم من که اینجوره
تو که نیستی چشام کوره
مثل آبه رو آتیشه
تو باشی دنیا خوب میشه

 

 

--------------------------------------------------------------------

 

 

 

تا حالا فکرشو کردی چه خوب میشه که برگردی
با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمیذاشتم
چه سفرها با تو کردم چه سفرها تو رو بردم
دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم

دارم از تو مینویسم که نگی دوستت ندارم
از تو که با یه نگاهت زیر و رو شد روزگارم
دارم از تو مینویسم دارم از تو مینویسم دارم از تو مینویسم

موقع نوشتنا وقت اسم گذاشتنا
کسی رو جز تو نداشتم اسمی جز تو نمیذاشتم
من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
اون از غصه توست

با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تورو تنها نمیذاشتم
حتی من به آرزوهات تو رو آخر میرسوندم
میرسیدی تو من اما آرزو به دل میموندم

هی میخواستم که بگم که بدونی حالمو
اما ترس و دلهره خط میزد خیالمو

توی گفتن و نگفتن از چه روزهایی گذشتم
انقده رفتم و رفتم انقده رفتم و رفتم که هنوزم برنگشتم

من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
اون از غصه توست

هر چی شعر عاشقونست من برای تو نوشتم
تو جهنم سوختم اما مینوشتم تو بهشتم
اگه عاشقونه گفتن عشق تو باعث شه
اگه مردم تو بدون چه کسی وارثه شه

من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون ازغصه توست
یه دفعه مثل یه آهو توی صحراها رمیدی
بس که چشم تو قشنگ بود گله گرگ رو ندیدی
دل نبود توی دلم تورو گرگا نبینن
اونا با دندون تیز به کمینت نشینن
الهی من فدای تو چه کار کنم برای تو
اگه تو این بیابونا خاری بره به پای تو 
یه دفعه مثل پرنده قفس عشقو شکستی
پر زدی تو آسمونا رفتی اون دورا نشستی
دل نبود توی دلم گم نشی تو کوچه باغا
غروبا که تاریکه نریزن سرت کلاغا
نخوره سنگی به بالت 
پرت نشه فکرو خیالت
من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست 

یه دفعه مثل یه گل رفتی تو دست خزون
سیل بارون و تگرگ میومد از آسمون
بردمت تو گلخونه که نریزه رو سرت
که یه وقت خیس نشه یخ کنه بال و پرت
نشکنی زیر تگرگ نریزه از توی برگ
من تموم قصه هام قصه توست 
یه دفه مثل یه شمع داشتی خاموش میشدی
اگه پروانه نبود تو فراموش میشدی
آره پروانه شدم که پرام سوخته شه
تا آتیش دل تو به دلم دوخته شه
که بسوزه پرو بالم که راحت شه خیالم
دارم از تو مینویسم تو که غم داره نگات
اگه دوست داشتی بگو تا بازم بگم برات
اونقده میگم تا خسته شم
با عشق تو شکسته شم
-------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387 19:9 توسط EMAN |

به ستاره بگو شب چه مهربونه
نکنه فکر کنه شب نا مهربونه
به گلاي کاغذي بگو از پنجرمون دور نشن
شمعدوناي خونمون بي شمعدوني دور نشن

صحبت از مهتاب , آسمون در خواب
حرف ما فرياده , دل عجب آباده

ماهيها رودخونه هارو ديگه تنها نذارن به عشق دريا
که پرنده هاي عاشق به هواي کوچ نرن اونور دنيا

صحبت از مهتاب , آسمون در خواب
حرف ما فرياده , دل عجب آباده

که گلا عطر تو باشه رو تناشون , رو تناشون
عکس تو باشه گل رو دامناشون , رو دامناشون

صحبت از مهتاب , آسمون در خواب
حرف ما فرياده , دل عجب آباده

ميتوان رفت در آن ستاره هاي چشم او
ميتوان نيست شد و هيچ نديد جز دو نقطه سياه
ميتوان خود را ديد , لحظه اي غربت خود را حس کرد
و در آن مرز غريبانه چه شيرين جان داد 
از غم عشق چه ميبايد کرد
من نميدانم هيچ تو بگو
تشنه ام , تشنه ترين تشنه ها
از عطشي ميسوزم
تو بگو من نميدانم هيچ 
از غم عشق چه ميبايد کرد .....

 

 

-------------------------------------------------------

 

 

همه رفتند کسی دور و برم نیست
چنین بیکس شدن در باورم نیست

نگار من رفتی تو از کنار من
وای از من و این دل بیقرار من
رحمی کن ای خدا به روزگار من
دل ناگرونم که ز یادت برم
نمیره این غصه دیگه از سرم
یادم بمون ای مهربون
یه وقت نشی نامهربون

همه رفتند کسی با ما نموندش
کسی خط دل ما را نخوندش
همه رفتند ولی این دل مارا
همون که فکر نمیکردیم سوزوندش

شبا که تنها توی راهی
محو نگاه اون ستاره هائی
یادت باشه که یارت
یه گوشه ای نشسته تو تنهائی
حرفات همش حرف از دوستت دارم بود
چشات میگفت دلت گرفتارم بود
چشات میگفت دلت گرفتارم بود

یادم بمون یه وقت نرم ز یادت
یادت باشه یادت باشه 
کی بود که هی عشقو نشون میدادت
شبا که تنها توی راهی
محو نگاه اون ستاره هائی
یادت باشه که یارت
یه گوشه ای نشسته تو تنهائی
دل ناگرونم که ز یادت برم
نمیره این غصه دیگه از سرم
یادم بمون ای مهربون
یه وقت نشی نامهربون


 

-------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387 19:7 توسط EMAN |

گـَر فاصله ای هست میان من و تو
بَردار به لبخندی ،بَردار به پیغامی

سلام ای نازنین باز نامه دادم
نمیره قصهء عشقت زیادم
گذاشتی عمرتو پای دل من
نشستی پای حرفای دل من
نـَرَنجیدی تو از امروزو فردام
نـترسیدی که من این سوی دنیام
منو شرمنده کردی با محبت
که دیدار تو اسمش شد زیارت

خیال نکـُن که بی خیال ،از تو وُ روزگارتم
به فکرتم به یادتم زنده به انتظارتم
اُونجورا که توُ فکرمی ،حس میکـُنم کنارتم
اُونجورا که توُ فکرمی ،حس میکـُنم کنارتم
اُنوَر دنیا که باشی ،خودم میام میارمت
غصهء تنهائی نخور ،
تنها مگه میذارمت ،تنها مگه میذارمت

ببین که چی به روز این زندگیت آوردی
از وقتی دل سپردی ،
یادمه غصه خوردی یادمه غصه خوردی
موتو سفید کردی ،روتو سیاه کردی
تو با خودت عزیزم ،ببین چه ها کردی
خودتو فدای این عشق ،
چه بی ریا کردی چه بی ریا کردی

تو که رفتی پریشون شد خیالم
همه گفتن که من دیوونه حالم
نمیدونن که این دیوونه ،درفکرشفا نیست
که هرچی باشه ،اما بی وفا نیست

خیال نکـُن که بی خیال ،از تو وُ روزگارتم
به فکرتم به یادتم زنده به انتظارتم
اُونجورا که توُ فکرمی ،حس میکـُنم کنارتم
اُونجورا که توُ فکرمی ،حس میکـُنم کنارتم
اُنوَر دنیا که باشی ،خودم میام میارمت
غصهء تنهائی نخور ،
تنها مگه میذارمت ،تنها مگه میذارمت

 

 

-------------------------------------------------------------

 

 

 

من از رنگ قرمز اسمان می ترسم
من از قهر پروردگار
من از خشم روزگار می ترسم
از واژه های تلخ
از واژه های پوچ و سبک و ارزان قیمت هراسی ندارم
ترس من از رنگ سیاه ترانه ها است
ترس من از طوفانی است که در راه است
من اخرین دکه این بازار ورشکسته ام

کوچه های باریکو بی انتها
و خانه هایی پر از آیینه های امید
و طاقچه هایی که بر آنها نشسته است
کتابی پیچیده در مخمل سبز ایمان
وتهول یقین و رویشی نو و بینشی تازه

در خانه ی قلبت را باز کن 
تا نماند پشت دری بسته محبت
ناامیدانه به این عشق سلام مکن
غریبانه به این خوشبختی منگر
که جغد سیاه بخت شوم سالهاست که از بام خانه ات پریده

و آنچه بر جای مانده است
پرستوی خبر چینه عاشقیست که خبر میآورد از آسمانی آبی و صاف
آسمانی منتظره پرواز پرنده ایست تا او را ببرد ببرد به سرزمینه گرم خیال 

به سرزمینی با پنجره های گشوده به آبادی 
به شاخسارانه سبز زیتون و خو شه های زرد گندم
و موهای طلایی خورشید به طراوت که از دستهای شبنم می چکد
و تازگی بر نوک کوهی نشسته است
و خون سرخ شقایق که در رگها جاریست
در رگهای دخترانه ساده دله عاشق
و بادی که نرمو بی وسوسه میوزد
و ریشهای سبز بلند
و کوچه های باریکو بی انتها
و خانه هایی پر از آیینه های امید
و طاقچه هایی که بر آنها نشسته است
کتابی پیچیده در مخمل سبز ایمان
وتهول یقین و رویشی نو و بینشی تازه

آسمانی منتظره پرواز پرنده ایست تا او را ببرد ببرد به سرزمینه گرم خیال
به راهی تازه راهی که نه پر از سایه های ترس است
نه خالی از احساس اهمیت
راهی که منتطره پایست
تا در آن قدم بر دارد
و منتظره شهامتیست که او را طی کند
قدم جلو بگذار ای ساییه گم شده در تیرگیها
قدم جلو بگذار و دره خانه قلبت را باز کن تا نماند پشته دری بسته محبت 

 

-------------------------------------------------------

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387 19:6 توسط EMAN |

وقتي نگاه ميکردم از گل به خار رسيدم
با خود گفتم پروردگارا 
چه فلسفه ايست در اين همسايگي 
و چه حکمتيست در اين بيگانگي

با يه مشت خاطره هاي خوب و بد
مگه ميشه تا ابد زندگي کرد
همه جا اشکم سرا زيره و دل
از زندگي سيره و انگار اين روزا
دل داره ميميره و ميره پي کارش

صدات مونده نميره از تو گوشم
نگات مونده که برده عقل و هوشم
خودت نيستي ولي يادت باهامه
رفيق گريه ها و غصه هامه

همه جا اشکم سرا زيره و دل
از زندگي سيره و انگار اين روزا
دل داره ميميره و ميره پي کارش

تو که رفتي ولي عطرت نميره
خودت نيستي دلت اينجا اسيره
اگه رفتي ولي عشقت که مونده
همين عشقت دل مارو سوزونده

همه جا اشکم سرا زيره و دل
از زندگي سيره و انگار اين روزا
دل داره ميميره و ميره پي کارش

اي عزيز جان من
من براي مرگ خود يک بهانه ميخواهم
يک بهانه پوچ عاشقانه ميخواهم
از غمي که ميداني با تو بودنم مرگ است
بي تو بودنم هرگز
گر بهانه اين باشد من بهانه ميگيرم 
عاشقانه ميميرم ...

 

----------------------------------------------------

 

 




بريز اي اشک ناکامي , بريز از بي سرانجامي
که نفرين دلي , قلبي شکسته 
پس اين بي سرانجامي نشسته
دلم رنجيده از زخم زبونها 
به ظاهر مهربوني ديدن از نامهربونها

بريز اي اشک ناکامي , بريز از بي سرانجامي
بريز اي اشک ناکامي , بريز از بي سرانجامي
که نفرين دلي , قلبي شکسته 
پس اين بي سرانجامي نشسته
که آه سينه سوز مهربوني 
سر راه مرا از پيش بسته
دلم رنجيده از زخم زبونها 
به ظاهر مهربوني ديدن از نامهربونها

خيال کردم يکي دل سوزمونه
براي گريه هام دل ميسوزونه
خيال کردم يکي داره هواي کار مارو
اگه مونديم تو اين کار زمونه
دلم رنجيده از زخم زبونها 
به ظاهر مهربوني ديدن از نامهربونها

بريز اي اشک ناکامي , بريز از بي سرانجامي
که نفرين دلي , قلبي شکسته 
پس اين بي سرانجامي نشسته
که آه سينه سوز مهربوني 
سر راه مرا از پيش بسته
دلم رنجيده از زخم زبونها 
به ظاهر مهربوني ديدن از نامهربونها

 

-----------------------------------------------------------------

 

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387 19:5 توسط EMAN |

دوستت دارم
--------------------------------------------------------------------------------

از کسي که دوستش داري ساده دست نکش. شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي و از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبور نکن .چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد 

اگه روزي شاد بودي، بلند نخند كه غم بيدار نشه و اگه يه روز غمگين بودي، آرام گريه كن تا شادي نااميد نشه اگر ميدانستي که چقدر دوستت دارم هيچ گاه براي امدنت باران را بهانه نمي کردي رنگين کمان من 


اینو همیشه یادت باشه  همیشه دوستی رو انتخاب کن که قلبش اونقدر بزرک باشه که وقتی خواستی خودتو تو قلبش جا کنی نخوای خودتو کوچیک کنی  

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387 12:58 توسط EMAN |

                       حالا که من رفته ام ٬ تو هم برو

                       من از نگاه تو ٬ تو از زندگی من

                       من از کوچه تو ٬ تو از خیال من

                       من از مسیر تو ٬ تو از هوای من

                       من از کینه تو ٬ تو از محبت من

                     من از ناسزای تو ٬ تو از اشعار من

                           من از پای تو ٬ تو از قلب من

                           من از نفرت تو ٬ تو ازجان من . . .

                                 هیچ نگو ٬ فقط برو

                        حالا که من رفته ام ٬ تو هم برو

                                           گویا هیچ گاه نبوده ایم . . .

************************

 

در زندگی خیلی ها می ایند و می روند

اما نزدیک که می رسند محو می شوند

درست مانند امواج دریا

اما یک موج است که می ماند

یک موج بزرگ که وقتی می اید

همه چیز ادم را با خود می برد ....

                            *******************

 

           خداوندا!
              تو را آرام می خوانم
                     و چشمانم مثال شعله های

                           بی فروغی می شود خاموش
                              و با یادت شوم با قبر هم آغوش
                                                   و من آرام می گیرم
                                                         و با یاد تو می میرم

 

                                 ***************

 

 

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه دیدار این خونه

فقط  خوابه ، تو که رفتی هوای  خونه تب داره  ،  داره  از درو دیوارش غم

عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ،  بیا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش

حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و  گنجشک  کلاغای

سیاه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابیده  توی  دنیای خاموشی  ،   دیگه  ساعت رو

طاقچه شده کارش فراموشی  ،  شده کارش فراموشی  ،  دیگه  بارون  نمی

باره  اگر چه  ابر سیاه  ،  تو که  نیستی  توی  این خونه ،   دیگه  آشفته

بازاریست  ،  تموم  گل ها  خشکیدن مثل خار بیابون ها ،  دیگه  از

رنگ  و رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت

گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو

به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری

گفتم که تو می دونی،سرخاک

تو می میرم ، ولی

تا لحظه مردن

نمی گیرم

 

تکرار غريبانه ي روزهايت چگونه گذشت وقتي که
روشني چشمهايت در پشت پرده هاي مه آلود اندوه پنهان بود؟
بامن بگو از لحظه لحظه هاي مبهم کودکيت...
از تنهايي معصومانه ي دستهايت...


آيا مي داني که در هجوم دردها و غم هايت و درگيرودار ملال آور دوران زندگيت
حقيقت زلالي درياچه ي نقره اي نهفته بود؟

 

اکنون آمده ام تا دستهايت را به پنجه ي طلايي خورشيد دوستي بسپاري
و در آبي بيکران مهرباني ها به پرواز در آيي...
و اينک،

شکفتن و سبز شدن در انتظار توست...
در انتظار تو

                              *******************

 

                           دانی که عشق چيست؟

عشق: سرانجام يه آغاز

عشق: وجود آزادی

عشق: برهنه رسوا

عشق: ترنم باران

عشق:سرمای زمستان

عشق: برگهای سبز پائيز

عشق: غروب زيبای خورشيد

عشق: اشکهای ريخته شده برروی زمين

و عشق شکستن غرور يک جوان

 

*********************


                       شب من زاده رنگیست دگر..
                       شب من خواهش وصلیست دگر..
                     شب من پر ز نوای نفس چلچله هاست...
                           شب من ارامگه خاطره هاست..
                             شب من نغمه ی تنهایی هاست..
                                شب من شاهد ان خنده پوچ
                            که به نجوا گوید: اوست دیوانه ی من          

 

                                                 ****************

 

      زندگی زيباست ...                                                           

           زشتی ‌های آن تقصير ماست

            در مسيرش هرچه نا زيباست آن تدبير ماست     

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 19:15 توسط EMAN |

اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت

 این منم چون گل یاس نشستم سر راهت

تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم

 اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسیاهم

 اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده

تو بگو کدام عاشق رنج دوری ندیده

اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم

 میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم

 تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند

تو ندیدی منه مغرور چه بی صدا شکستم

 

 

آن روز که به دنیا آمدم گریستم و همه عمر تجربه کردم چرا آن روز گریستم

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 19:13 توسط EMAN |

X

همیشه دوستی رو انتخاب کن که دلش اونقدر بزرگ باشه که وقتی می خوای خودتو تو دلش جا کنی نخوای خودتو کوچیک کنی


Home
Email
Bahar20

Archives

تیر 1387

خرداد 1387




بهترین کد های موزیک برای وبلاگ
طـــراح قـــالــب
** احساسی ترین نوشته ها **
کسب درآمد
جاوا اسکریپت
داستان کوتاه عاشقانه
اس ام اس فارسی
منبع کد آهنگ برای وبلاگ
Download Books
منبع کد موزیک برای وبلاگ
قالب های بهاربیست


LinkDump

آرشیو پیوندهای روزانه



فالنامه